عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
78
كشف الحقايق ( فارسى )
و بهغايت زيرك و متصرف شده باشد مثلا اگر مزارع است زمين نيك و زمين بد را بداند و آب و هواى هرجا را بشناسد و موسم هر كارى معلوم كند كه وقت تخم انداختن چه وقتست و وقت آب دادن چه وقت و اگر آفتى پيدا شود بداند كه سبب آن آفت چيست و دفع آن چگونه مىبايد كرد آب زيادت مىبايد داد يا كم مىبايد كرد ؟ و افعال اين ( كذا - شايد : و امثال اين ) . و اگر بازرگانست رخت و قماش را نيك داند و زر و نقره را نيك سره كند و موسم هر چيز را بداند كه چه بايد خريد و به كجا بايد برد و چگونه نگاه بايد داشت و امثال اين . و جمله حرفتها را چنين مىدان اين عقل اهل دنياست و اين كس هر صد جزو تمام دارد و هر كه نه درين كارست به نزديك وى ديوانه است و بيكارست . و هر كرا چشم به آخرت گشوده شود و تغير و بىثباتى دنيا بر وى روشن و مقرر گردد علامت آن باشد كه در كارهاى دنياوى بيشتر شروع نكند و اگر كند به ضرورت و به قدر ضرورت كند و تمام عمر و جمله اوقات شب و روز را بوى مشغول نكند و از جهت نام و ننگ و رسم و عادات رنج بسيار بر خود ننهد و سعى بسيار نبرد و به قدر كفاف قناعت كند و حريص نباشد و بيشتر اوقات به كارهاى آخرتى همچون نماز و روزه و صدقات و تقوى و ديانت و مدد برادران و شفقت بر زيردستان و بامثال اين مشغول باشد و نيت درست و كارها باخلاص كند و از ريا و سمعه دور باشد . اين عقل اهل آخرتست و اين كس هر سيصد جزو تمام دارد و هر كه نه در اين كار است كه وى است نزديك وى ديوانه است . و هر كرا فهمى و ادراكى حاصل شود و همه روز صحبت دانايان طلب كند تا علم آموزد و سعى و كوشش و فكر و انديشه وى جز در طلب علوم نباشد تا از علوم رياضى و طبيعى بهرهمند گردد اهل ملكوت را اين عقلست و اين كس سيصد جزو تمام دارد و هر كه نه در اين كارست كه ويست نزد وى ديوانه و بيكارست .